تبليغاتX
در روضه قلب جز گل عشق مکار - پنجره اتاق من

در روضه قلب جز گل عشق مکار

غریبانه در سکوتت سهمگین نامت را در حاشیه قلبم حک کردم تا با هر ضربانش تکرات کنم

پنجره اتاق من

پنجره ي اتاق من پر از شبه

کاش مي دونستي عاشقي مثل تبه

صبح که مي شه پنجره ي اتاقمو پر از اقاقي مي کنم

يواش يواش زمزمه ي نغمه ي ساقي مي کنم

پنجره ي اتاق من ظهرا پر از زندگيه

رهاييه،آفتابه،تابندگيه

عصرا ولي پنجره ي اتاق من پر مي شه از گريه ي من

پر مي شه از اشک من و آه من و سياهي سايه ي من

پنجره ي اتاق من شبا پر از ستاره هاست

پر از چراغ و چشمک و شراره هاست

پنجره ي اتاق من پر از شبه

کاش مي دونستي عاشقي مثل تبه...

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 22:37  توسط هومن  |