
آیا نمی توانید چشم از معشوق خود بردارید؟بدانید که این عشق نیست،اين شهوت است
آيا ميتوانيد از زندگي و هستي خود دست برداريد و بگذريد؟.آري اين عشق است كه ريشه در وجود شما دوانيده است.اينجا جايگاه سجده است و پرستش ،ولي آيا سجاده اي به همراه داريد؟آري عشق حجم وسيعي از تبسمي عاشقانه است كه تنها برلبان عشاق نقش مي بندد
ولي افسوس كه در اين دور و زمونه عاشق و معشوق واقعي كم پيدا مشه.اكثرشون ريا و تزوير و فيلمه فقط كافي كه با حقيقت هاي زندگي آشنا بشن وبا سختي هاي اون دست و پنجه نرم كنن. ببينن عشق ميتونه مشكلشونو حل كنه ببينن عشق ميتونه ...... اگر با هم مشكلي پيدا نكردن پس اون عشق واقعاً عشقه وانشاالله كه خوشبخت بشن. انشا الله كه همچنين آدمايي پيدا بشن.پس نميتونيم به هر عشقي عشق بگيم عزيزان مواظب خودتون باشين.
عشق آتشي است سوزان ،كه در اعماق قلب هيچ عاشقي خاموشي نمي شناسد.آري عشق هنر زندگي است،عشق معرفت و جاودانگي است و قدرت رسيدن به كمال
عشق فرصت باريدن با قطره هاي اشك و تنها خورشيد بي غروب زندگي است.عشق در آنجا تجلي مي يابد كه چشم جز او را نبيند،گوش جز طنين روح انگيز او با هر صداي ديگري بيگانه باشد ولب جز نام او تلفظي نكند.
ميدانم عشق جسارت ميخواهد تا بسوي معشوق رهسپار شوم چون او مقدس است و مي دانم كه اگر روزي اين جرات را پيدا كرده باشم عشقم براي هميشه بر صفحه زندگي جاودانه خواهد ماند،هر چتد كه شايدخودم نباشم
اینو مطمئن باشید که همه عاشق میشن هیچ کسی پیدا نمیشه که بگه من عاشق نیستم یا من اصلا عاشق نمیشم. عشق بالاخره بوجود میاد.
نه عشق به جنس مخالفا. عشق به همهچی مادر پدر بچه خدا بالاخره همه عاشق میشن.خود من عشق تو ۶ سالگی فهمیدم. وقتی که عاشق معلم مهد کودکم شدم.
یه چز دیگه واسه عاشقا
غروب شد....خورشيد رفت ....افتابگردان دنبال خورشيد مي گشت ... ناگهان ستاره اي چشمک زد .. افتابگردان سرش را پايين انداخت اري گلها هرگز خيانت نمي کنند.
یا حق
حالتون خوبه بچه ها.
بالاخره اومدم. واه واه چه خاکی گرفته.حسابی کار داره ها.
ایندفعه اومدم که بمونم انشا الله که بتونم بمونم.
از همه عزیزایی که این یه مدت که نبودم با نظراشون بهم امید دوباره نوشتن دادن ممنونم.
عاشقی را خوشدلی تقدیر نیست با چنین تقدیر بد تدبیر نیست
به دلایل مشکلات بسیار زیاد تا اطلاع ثانوی آپ نمی کنم. شاید زود برگشتم شایدم اصلا بر نگشتم. فقط ازتون می خوام که برام دعا کنید . دعا کنید تا مشکلات نه تنها من بلکه همه عزیزان حل بشه.
یا حق.


یا حق
کاش مي دونستي عاشقي مثل تبه
صبح که مي شه پنجره ي اتاقمو پر از اقاقي مي کنم
يواش يواش زمزمه ي نغمه ي ساقي مي کنم
پنجره ي اتاق من ظهرا پر از زندگيه
رهاييه،آفتابه،تابندگيه
عصرا ولي پنجره ي اتاق من پر مي شه از گريه ي من
پر مي شه از اشک من و آه من و سياهي سايه ي من
پنجره ي اتاق من شبا پر از ستاره هاست
پر از چراغ و چشمک و شراره هاست
پنجره ي اتاق من پر از شبه
کاش مي دونستي عاشقي مثل تبه...

1- دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو . بلکه برای شخصیت که من هنگام با تو بودن پیدا می کنم.
2- هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود.
3- اگر کسی تو را آن طور که تو می خواهی دوست ندارد به این معنا نیست که تو با تمام وجودش دوست ندارد.
4- دوست واقعی تو کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.
5- بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی ولی بدانی هرگز به او نخواهی رسید.
6- هرگز لبخند را ترک مکن حتی وقتی ناراحتی , چون هر کسی امکان دارد عاشق لبخند تو باشد.
7- تو ممکن است در تمام دنیا یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد همه دنیا هستی.
8- هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند مگذران.
9- شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری از افراد نا مناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را بدین
ترتیب وقتی یافتی بهتر میتوانی شکر گزار باشی.
10- به چیزی که گذشت غم مخور , به چیزی که پس از آن خواهد آمد لبخند بزن.
11- همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن . فقط مواظب باش به
کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی.
12- خود را به فردی بهتر تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی , قبل از اینکه شخص دیگری را
بشناسی و توقع داشته باشی که او تو را بشناسد.
13- زیاده از حد خود را تحت فشار مگذار. بهترین چیزها زمانی اتفاق می افتد که توقع نداری.
من............
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو.
به دو چيز اعتقاد دارم يكي خدا و ديگري تو.
من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري خوشبختي تو.
من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري براي با تو موندن تا هميشه.
یه مدت بود که نبودم یعنی بودما ولی حوصله هیچ کس و هیچ کاریرو نداشتم. هر وز با همه جر و بحثم میشود یه جورایی زبونش لال زبونش لال دیونه شدم. البته هنوزم تو همون حالتما ولی یکم بهتر شدم.ارژز صبح که از خواب پا میشم دلم میگیره اعصابم خورد میشه شروع میکنم به همه گیر دادن. نمی دونم چه مرگم شدهاصلا حوصله هیچ کس و ندارم همش دوست دارم تنهای تنها باشم.
هوا سنگین تن زخمی شب سرد سکوت شب پر از لالایی مرد
نمی دونم آخه هیچ اتفاقی هم برام نیوفتاده هافقط یه مدتیه به همه چیز حساس شدم.
هر اتفاق کوچیکی که میفته باید روش دو ساعت فکر کنم هر مسئله کوچیکی رو تاثیر منفی میذاره
شیرین من تلخی نکن با عاشق تموم میشن گم میشن این دقایق
دنیای ما مال من و تو این نیست رو کوه دیگه فرهاد کوهکنی نیست
بخاطر این مسائل تصمیم گرفتم که برای اینکه مشکلی تو کار وبلاگ پیش نیاد از ۲تا از دوستام خواستم که باهام همکاری کنن.
هومن و ساسان از دوستای خوبمن خیلی با هم صمیمیم خیلیهم دوسشون دارم. امیدوارم شما هم از مطلباشون خوشتون بیاد.
زندگی زیباست اگه به زیبایش بنگری
یا حق